میلاد امیر المؤمنین علی علیه السلام مبارک باد❗️

چون امروز، روز تولد امیرالمؤمنین صلوات الله علیه بود میخواستم من چندتا روایت
بخوانم به این مناسبت و مطلبی را عرض کنم.روایاتی که من میخوانم «اینها،
اینها» مقید هم میگویم همۀ آنها را من از عامّه نقل میکنم از خاصّه هم
نقل نمیکنم بعد هم مطلبی را میخواهم بگویم. در یک روایتی است که
ابن ماجه نقل میکند از پیغمبر اکرم که حضرت فرمود:«عَلِيٌ مِنِّي وَ أَنَا مِنْه»
علی از من و من از علی هستمُ. روایت دیگری هست کنزالعمال نقل میکند
که:«قَالَ رَسُولُ اَللّه صَلَّی اَللّهُ عَلَیهِ وَ آلِه و سَلَّم لِعَلِيٍ أَنْتَ مِنِّي وَ أَنَا مِنْكَ»
(اینها
همه یک سیاق) پیغمبر اکرم به علی علیه السلام فرمود:«تو از منی و من از تو هستم». باز
همین کنزالعمال هست نقل میکند که پیغمبر فرمود:«أَنَّ عَلِیّاً لَحْمَهُ مِنْ لَحْمِي وَ دَمَهُ مِنْ
دَمِي»
علی علیه السلام گوشتش از گوشت من و خونش هم از خون من است، خوب،
این یعنی چه؟ ابنعساکر هم باز همین را نقل میکند پیغمبر فرمود:«أَنْتَ مِنِّي
وَ أَنَا مِنْكَ». خوب،اینها یک سنخ روایات هستند ولی یک روایت هست که اینها
نقل میکنند که این را من روی آن تکیّه دارم که به تعبیر ما یک نسبت سنجی است
بین خودش دارد میکند پیغمبر اکرم و علی علیه السلام، دارد:«عَلِيٌ مِنِّي بِمَنْزِلَةِ
رَأْسِي مِنْ بَدَنِي»
اینجا به قول ما طلبهها «تنزیل» بکار رفته است که تعبیر هم
دارد، علی علیه السلام،نسبت سنجیش میخواهم بکنم با خودم مثل سر من میماند
با بدن من یعنی من میشوم پیکره، او میشود سرِ این پیکره(خوب حرف من را
گوش کنید، این روایت را ، شاید کسی به این نحو بعید میدانم مطرح کردن
ندیدم جایی) این یعنی چه؟آنها هم نقل میکنند عرض کردم «بِمَنْزِلَةِ رَأْسِي
مِنْ بَدَنِي» نسبت سر به بدن را شما، نگاه کنید چیست؟ بعد نسبت علی
علیه السلام به پیغمبر معلوم میشود دیگر، بر طبق این روایت البته. نسبت
سر به بدن این است که اگر سر نباشد اصلاً بدن مجهول است که این که این
چیست و مال چه کسی است؟ شناخته نمیشود اصلاً، نیست اینطور؟ ما با
چهره است که تمیز میدهیم که اگر چهره نداشته باشد دیگر مسئلهای
نیست که.آن چیزی که به وسیلۀ آن تمیز داده میشود شخص
از شخص دیگر،«سر» است. باز، «سر» مرکزیت دارد برای جمیع قوا،حسّی،
حرکتی، اینها، قبول نداری شما اینها را، الآن هم از نظر طبیعی آن، همین
است دیگر، حالا بعد هم رسیدن به، خدمتتان عرض شود مرگ مغزی میگویند
هست قلبی دیگر نه، گذاشتهاندش کنار، هر چه هست آنجا
است، زندگی، حیات آنجا است،درست است یا نه؟ موت وحیات
مال مغز است مال قلب نیست. خوب دقت کنید این حرفها را، حالا
من نمیتوانم بیش از این چیز کنم، به این مقدار فقط، یک سطح
پایین میگویم.خوب، پیغمبر را ما از نظر شخصی به آن کاری نداریم
بحث شخصیّتی است یعنی عظمت او مربوط به رسالت اوست.
بیش از این که نیست که، ما او را که، شخصیّت مربوط به اوست.
در این رابطه است حضرت دارد میفرماید به این که:«او نسبتش به من،نسبت
سرِ من به من است» که اگر خبری از سر نباشد دیگر خبری از
چه؟ بدن نیست، نه حیاتی دارد، نه هیچ چیز، چیزی نیست که او را بشناسندش
.
کنزالعمال، ج11، ص607
احقاق الحق، ج5، ص315
کنزالعمال، ج11، ص607
کنزالعمال، ج11، ص603〰️〰️〰️〰️〰️
#حاج_آقا_مجتبی_تهرانی@mojtabatehrani_ir