مثل دوران عقد شدم، زلیخای جوان...

همیشه آرزوم بود که رابطه م با شوهرم مثل دوران عقد باشه محبتی که به هم داشتیم احترامی که به هم میذاشتیم جزو آرزوهای دست نیافتنی من بود ولی الان به آرزوم رسیدم..


من یک مرده ی متحرک بودم درست موقعی که لب پرتگاه بودم شما دست منو گرفتین نذاشتین نابود بشم شما منو زنده کردین.


شما زلیخای پیر و فرتوت رو در نظر بگیرین که جوونیش به گناه و هوس بازی و غفلت گذشت ولی خدا بهش عمر دوباره داد و چقدر رابطه ش با خدا خوب شده بود من الان اونجوریم مثل زلیخا یی که جوون شده و اینقدر تغییر کرده بود، از خواب غفلت بیدار شدم


شما مثل مدافعان حرم مدافع خانواده هستید خدا بهتون خیر بده خدا به دستاتون توان بده به چشماتون نور بده الهی عمر طولانی و باعزت بهتون بده...

ارتباط با ما در ادامه نوشته...

ادامه نوشته

راه درمان شوهر چشم چران !!!


🔻من اهل آرایش نیستم لباس تحریک کننده هم نمی پوشم

اما همیشه مرتب و تمیز هستم

🔻زیاد اهل عطر زدن نیستم اما سعی میکنم بوی عرق ندم...

🔻همسرم اهل رابطه هست اما بعد از اقتدار دهی خیلی خیلی بهتر شده .

🔻به نظر من با اقتدار دهی احتیاج به هیچ نوع آرایش و عمل زیبایی حتی لباسهای تحریک کننده نیست .


🔻همسر من من خیلی مذهبی نیست قبلا بیرون که می رفتیم من خیلی عذاب می کشیدم حتی گاهی بحثمون میشد خیلی به زنهای دیگه نگاه میکرد

🔻وقتی من حرفی میزدم بیشتر لج میکرد اما بعد از اقتدار دادن خیلی رعایت میکنه بیرون که میریم می بینم که تمام سعی خودشو میکنه که من ناراحت نشم و این برای من خیلی باارزشه ...

ادامه نوشته

مردها فقط  شکم  زیر شکم را می فهمن!!!

من اوایل ازدواج این طرز فکر احمقانه رو اطرافیان توی ذهنم فرو کرده بودن که
مردها فقط یکی شکم یکی زیر شکم!!!


میگفتن این دو مورد که رعایت بشه دیگه اون مرد خوب و مهربانی میشه که جونشم برا خانمش میده!!!


منم سخت در اشتباه بودم فکر میکردم زن فقط باید دلبر باشه خودشو خوشکل کنه به خودش برسه و غذاهای خوشمزه درست کنه در صورتیکه واقعا اینجوری نیست پس ما چه فرقی با حیوانات داریم.

الان بعد از ده سال فهمیدم که مهمترین چیز ادب و احترام و "اقتدار" هست که زندگی رو بی نهایت شیرین و لذت بخش میکنه. و لذت واقعی یعنی همین
الان خیلی آرامش دارم که قبلا نداشتم، خیلی شوهرمو دوست دارم خدا خیرتون بده الان فهمیدم که خدا هم خیلی منو دوست داره که این رزق عالی رو نصیب من کرده که با کانال شما آشنا شدم. شبیه یک معجزه ست.

ادامه نوشته

بین همه مردم له شد..


دیشب نزدیکهای دانشگاه تهران سوار اتوبوس بودم. یک آقایی از قسمت آقایون کاملا نگاهشون به طرف خانمها بود. من توجهی نکردم
چند دقیقه بعد خانمی که کشف حجاب کرده بود رو کرد به اون آقا و گفت
آقا مشکلی هست که صورتتون و این طرف میکنید
اون آقا گفت خیر
خانم با لحن بسیار بدی گفت پس لطفا برگردید به سمت جلو نگاه کنید و با تحکم گفت لطفن

خیلی دلم برای اون آقا سوخت
اولا اقتدارش بین همه مردم له شد
ثانیا اون خانمی که کشف حجاب کرده بود مقصر بود. و باید زمینه چشم چرانی را فراهم نمی کرد.
همون طور که آقا نباید نگاه کنه
تو هم نباید بی حجاب بچرخی و بگی هر جور دلم میخواد رفتار می کنم.
به نظرت خوبه اون آقا هم بگه من هر جور بخوام نگاه می کنم؟


کاش یه جایی اینا برای جوونهای بیچاره ما گفته بشه😓

ضایع کردن استعدادها با جواب ناقص

+ خدایا من چرا زود جواب دادم

+من یادم نمیرود، یک بار در حرم امام رضا علیه السلام داشتم میرفتم، کسی آمد سوالی کرد، من آنجا ابتدا به ذهنم چیزی رسید، سریع جواب دادم، بعد یک دفعه این فرد که رفت، متوجه شدم این جواب صحیح نبوده. نمیدانید چه حالی پیدا کردم. شاید الان سالیانی از آن میگذرد، از آن چیزهایی که خیلی ذهن من را مشغول کرده و دائماً میگویم خدایا من چه جوری جبران کنم. با اینکه حالا آن هم یک سوالی بود که آن عبادت را آن جوری هم انجام میداد، غلط هم نبود ها، باطل هم نبود ها، اما جواب صحیح هم نبود و جواب صحیح جور دیگری بود.

هنوزم که هنوز است، چند تا چیز است که ذهنم را مشغول کرده که دائماً یادم می آید یک حق الناسی است، یکی اش این است. میگویم خدایا من چرا زود جواب دادم و بعد فهمیدم این جواب اینجوری نبوده. شاید حالمم هم آن موقع مناسب نبود و داشتم به چیزی فکر میکرد و این بنده خدا آمد پرید وسط حال ما، من هم شیطان به ذهنم خطور داد و زود این جواب را دادم و او هم رفت. اما بعد فهمیدم که چقدر این کار من اشتباه بوده.

این هم حق الناس است. مثل ضایع کردن استعدادها است دیگر. این فرد اگر آن عبادت را با شرائط صحیح ترش انجام میداد، باعث کمالش میشد، من با جواب ناقصم باعث شدم آن کمالِ کامل را به دست نیاورد. من مسئول نقص او هم هستم. پس در سوال جواب دادن حواسمان باشد «لا ادری من العالم» است. مِن العلم است. خود این علم است. پس حواسمان باشد اگر چیزی را نمیدانیم نترسیم که بگویند: ده بار سوال کردیم، گفت نمیداند! پس این بدتر از ماست!… عیب ندارد.
استاد عابدینی

+

https://tamhis.ir/lessons/morality/6782/