مثل دوران عقد شدم، زلیخای جوان...
همیشه آرزوم بود که رابطه م با شوهرم مثل دوران عقد باشه محبتی که به هم داشتیم احترامی که به هم میذاشتیم جزو آرزوهای دست نیافتنی من بود ولی الان به آرزوم رسیدم..
من یک مرده ی متحرک بودم درست موقعی که لب پرتگاه بودم شما دست منو گرفتین نذاشتین نابود بشم شما منو زنده کردین.
شما زلیخای پیر و فرتوت رو در نظر بگیرین که جوونیش به گناه و هوس بازی و غفلت گذشت ولی خدا بهش عمر دوباره داد و چقدر رابطه ش با خدا خوب شده بود من الان اونجوریم مثل زلیخا یی که جوون شده و اینقدر تغییر کرده بود، از خواب غفلت بیدار شدم
شما مثل مدافعان حرم مدافع خانواده هستید خدا بهتون خیر بده خدا به دستاتون توان بده به چشماتون نور بده الهی عمر طولانی و باعزت بهتون بده...
ارتباط با ما در ادامه نوشته...
سلام شیخ...